Mister Koushyar Parsi’s speech, Pulchri, 2018

The first international painting symposium on the subject of Artist for interaction and artistic integration

On June 16th, 2018, The exhibition “Putting color on the face of the world” has opened at Pulchri studio in The Hague by organizing Mythra art gallery. Mister Koushyar Parsi as an art consulate of the first international painting symposium on the subject of “Artist for interaction and artistic integration” had a speech in this case. The Persian text is available in the bellow and by clicking on the link, you can watch the video. Mythra gallery is thankful dear Mister Parsi.

 

گفتار برای نمایشگاه هنر در نگارخانه‌ی پولخری/لاهه، 16 ژوئن 2018

سال 1368 / نوامبر 1989/ یک ماه تمام مانیفستی در آمستردام برپا شد با عنوان: ایران: چهره و چادر؛ با شرکت نویسندگان، نگارگران و عکاسان ایران بر پا شده بود . روزنامه‌نگاری – نام‌اش از یاد برده‌ام-، در رونمایی نمایشگاه، سخن با اعتراض آغاز کرد که ‘هنرمند ایرانی به ما خیانت کرده است. ایران برای ما کویری‌ست خشک به زیر آسمانی تیره که جماعتی سوار بر شترهای استخوانی ِ گرسنه در آن پرسه می‌زنند. اینان برای ما رنگ آورده‌‍‌اند و زیبایی. ذهنیت ما را به هم ریخته‌اند. چرا خواب ما می‌آشوبید؟’

این برنامه از سوی AIDA  بنیادی که اواخر دهه‌ی هفتاد توسط کلود للوش برای دفاع از هنرمندان زیر فشار جهان در فرانسه بنیاد گذاشته شده بود. کار این بنیاد در هلند بیش از کشورهای دیگر ادامه یافت، تا که در اوایل ِ هزاره‌ی نو، تبر ِ نو لیبرال ‘هالبه زایلسترا’ به کار افتاد در زدن ِ ریشه‌ی فرهنگ و هنر. آیدا نیز یکی از قربانیان بود.

در جهان کنونی ِ عربده‌کشی ِ نولیبرال‌ها، به جهانی کشانده‌ شده‌ایم که همه چیز و همه کس با همه چیز

و همه کس در ستیز است. جهانی که روشن‌گری، آزادی، برابری و برادری چون کره‌ی زمین آماج بهره‌کشی و نابودی است.

در این جهان، وادار شده‌ایم هویت ِ خود به زیر سئوال بکشیم. از خود بپرسیم: که هستیم؟ از نگاه ِ خود و از نگاه ِ دیگران.

تصویر، هم چون واژه، انسان را از آغاز، از ازل به خود مشغول داشته است. آری از آغاز. زیرا می دانیم که در آغاز واژه بود. در سفر خروج از کتاب مقدس آمده است که: “صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمانست و از آنچه پایین در زمین است و از آنچه در آب زیر زمینست برای خود مساز.”

تصویر (تمثال، تندیس) از آغاز زیر ِ آوار ِ انکار و تحریم بوده است. از آن‌که کشف و ساخته‌ی ابلیس است. هم از این رو سرگذشتی پر فراز و نشیب دارد.

انتگراسیون تنها به معنای هم‌رنگی و یک‌رنگ شدن نیست. مفهومی‌ست با درون‌مایه‌ی ‘هم‌گرایی‘: توان ِ درک و دیدن ِ پیرامون. پیرامون که انباشته است از تصویر.

در نگاه به گوناگونی ِ فرهنگی نیز شکل ِ ارتباط گیری اهمیت دارد. تفاوت ِ میان ِ دیدن و نگاه کردن، تفاوت میان ِ چاله و مواد ِ پرکننده‌ی چاله نیست.

آن‌چه دیده می‌شود، آمیزه است. آمیزه‌ی دو سویه‌ی جذب و دفع. چالش و توان ِ چالش است که اندیشه از پی ِ نگاه می‌کشاند تا رسیدن به چالش ِ نو. انتزاع و فیگور: حس و بیان، حرکت ِ نرم و تندباد و تندر، وهم و واقعیت و …

توانایی ما در دیدن ِ تصویر – صحنه ی جنگ یا غروب آفتاب – بدون زیباشناسی و بی غفلت از آن چه می‌بینیم، چیست؟ تصویر، واقعی یا تجریدی، چه نقشی در ذهن و سرمان بازی می کند؟ آن چه که ما از تصویرها در حافظه‌مان نگه می‌داریم از ازل چه بوده است؟ چه بخشی از روی‌داد و  یادواره‌ها در حافظه‌ می‌ماند؟ اصل یا ازل؟

بر تصویر می‌توان شرح نوشت، حتا اگر استعدامان قد ندهد؛ به زحمت‌اش می‌ارزد. درباره‌ی تماشا کردن. هنر ِ تماشا در تماشای هنر. و واکنش به این تماشای ِ کار خود و دیگری، همان ‘هم‌گرایی’‌ست: انتگراسیون.

در این زباله‌دانی ِ تمدن که زبان و تصویر به قربان‌گاه کشانده شده‌اند، چاره چیست جز پناه بردن به زبان و تصویر؟ سر برآوردن به مقاومت. آمیختن ِ واقعیت با جهان ِ زیبای خیال و مجازی.

دیدنی ِ ناخواسته با نادیدنی ِ دلخواه. کنار آمدن آن‌چه همگانی‌ست با خلوت ِ درونی ِ فرد، بیان با نظارت، گشت با گریز. هر چه هم به زیر تهدید باشیم یا خود در امنیت بیابیم، هستی به گردش ادامه می‌دهد. هویت ِ مجازی در کار نیست.

نومید نباید بود: هنرمند ِ فرهنگ‌ساز هنوز در کار است.  همه‌ی آن‌چه گفتم در بایگانی ِ خیال دارد، تا برچیند و بچیند. وادارمان کند چون مولوی:

در دیده‌ی من اندر آ، وز چشم ِ من بنگر مرا                زیرا برون از دیده‌ها، منزلگهی بگزیده‌ام

هنرمندان جهان، به ما خیانت کنید!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>